|
just listen
|
ای تمام عاشقان هرکجا
از شما سوال می کنم :
نام یک نفر غریبه را
در شمار نام هایتان اضافه می کنید ؟!...
(قیصر امین پور)
خدا جون غلط کرم... همین یه بار رو ببخش... فقط همین یه بار...
اولین بار و شاید تنها بار بود که کم میاوردی... آن هم اینجا...جایی که فقط باید می ایستادی و یا بی خیال می شدی...مثل قبل... مثل همیشه...
اما وقتی رفت تازه فهمیدی که جا مانده ای...باید دنبال خودت بگردی... اما میدانی؟... تنها جایی که نگشتی میان دستان او بود... نمی توانستی... شاید هم می ترسیدی... درست است... ترس هم داشت... فکر این که آنجا جا مانده باشی تمام تنت را می لرزاند...نه ... اشتباه میکنی... همین اطراف گم شده ای... خوب نگاه کن...
ولی اگر آنجا باشد.....
دلم جیغ میخواد... با یه کم غذای خونگی...
همین...
...
سه نقطه
مثل همیشه
ولی
این بار یکی برای بودنت و دوتا برای نبودنت...
تنهایی ام را با تو قسمت میکنم
سهم کمی نیست....
راستی
جایی خبری هست هنوز.....؟!
تو که نیستی نه هست هایمان چنان که بایدند نه بایدهایمان....
چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند .....
( فروغ فرخزاد )
خندید و خیل خوف
در خلوت شبانه ی من موج میگرفت
با هق هق گریستن من
دیدم طنین خنده ی او اوج میگرفت.....
( حمید مصدق )
له شده ام زیر بار این همه زور.. زیر بار این همه خفه شدن وقتی که حرفهایی که می زنی فقط حرف دلت باشد و به قبای کسی گیر هم نکند...
دختر مشرقی رو هم فیلتر کردن باید بازم برگردم به همین صفحه های سیاه و فونت های نارنجی...
شاید عادت کنم حرفهایم را سفید بنویسم نه نارنجی!